تبليغاتX
مریوان
متن کامل گفتگو با هنری کیسینجر

نباید اقدام نظامی علیه ایران را از نظر دور داشت

 گفKissingerتگو  

گفتگو از برنارد گرتزمن

مترجم آرش صالحی

 

ـ از بمب گذاری‌های تروریستی لندن چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟ آیا این بمب‌گذاری‌ها حاکی از این است که جنگ با تروریسم چندان مؤثر نبوده؟

 

 اگرنبرد با تروریسم را بر حسب جلوگیری از هرگونه حمله‌ای بسنجیم، این نبرد نمی‌تواند مؤثر باشد. عملی کردن نقشه‌ای که این پنج نفر داشتند احتمالا هفته‌ها وقت نیاز داشت. گمان نمی‌کنم که میزان مؤثر بودن نبرد با تروریسم را بتوان کاملا برحسب جلوگیری از هر حمله سنجید. روی‌هم‌رفته فکر می‌کنم که حملات لندن نشان از عقب نشینی در نبرد با تروریسم است، زیرا برای دومین بار ( بعد از حملات مادرید در مارس 2004)، این جنگ به داخل خاک اروپا کشانده شد و به داخل کشوری کشیده شد که در واکنش به حمله به قلمرواش رفتار مبهمی ندارد. بر این باورم توان تروریست‌ها در انگلستان هر اندازه که باشد، به سبب این حملات به میزان قابل توجهی از قدرت آنها کاسته خواهد شد و احتمالا این حملات اروپایی‌ها را دست کم در سطح اروپا وادار خواهد ساخت که رویه‌ منسجم‌تری نسبت به حملات تروریستی اتخاذ کنند.

 

ـ آیا بمب‌گذاری‌های لندن به نحوی به عراق مرتبط است؟

 

حملات یازده سپتامبر به مرکز تجارت جهانی پیش از حمله به عراق رخ داد. در واقع همه رشته حملات انجام گرفته به امریکا قبل از یورش به عراق صورت گرفته بود. حملاتی که به اندونزی، تونس، مراکش هم صورت گرفت همگی کاملا با عراق بی‌ارتباط بود. بی‌تردید عراق در جذب نیروهای بیشتر برای تروریست‌ها کمک کرد، اما نبرد اصلی فراتر از عراق است.

 

- در حال حاضر فکر می‌کنید در مورد عراق بهتر بود چه کار می‌کردیم؟

 

من از تصمیم اولیه برای اقدام علیه عراق به این دلایل حمایت کردم:  من نمی‌فهمم که چطور می‌توانستیم جنگ علیه تروریسم را طرح‌ریزی کنیم ودر عین حال حکومتی را که دارای بزرگترین ارتش در منطقه، و بالقوه دارای بیشترین درآمد نفتی بود، و از بیشترین ظرفیت برای حمایت از تروریسم برخوردار بود را به حال خود رها می‌کردیم.  عراق به خودی خود به صورت نمادین نشانگر این بود که شما می‌توانید با 17 بار نقض آتش بست که در سازمان ملل توافق شده، امریکا را به چالش بکشید. من هم مانند پرزیدنت کلینتون و پرزیدنت جورج دبلیو بوش و بسیاری دیگر از افسران اطلاعاتی که هرگز آنها را ندیده‌ام،  بر این باورم که عراقی‌ها سلاح کشتار جمعی داشتند.

فکر نمی‌کنم که پیروزی در عراق را باید با اشغال آلمان مقایسه کرد. به نظر من آلمان و ژاپن از زمره کشورهایی بودن که ساختار و تاریخ ملی منسجمی داشتند. آلمان و ژاپن دریافتند که شکست خورده‌اند و از این رو به لزوم یک رویکرد نوین پی بردند. گمان نمی‌کنم که عراق مانند کشورهای اروپایی یا ژاپن

یک کشور ملی باشد. به همین دلیل من رویکردی را می‌پسندم، که البته از آن انتقاد می‌شود،  یعنی به جای آنکه ( ایالات متحده) تمامی مسئولیت بازسازی عراق و استقرار دموکراسی را بر عهده گیرد،  باید کسی را متقاعد کرد تا عراق را تحویل بگیرد و یک دولت تاسیس کند، سپس ساختاری ایجاد کرد که در آن نیروهای سازمان ملل بتوانند محافظت از مرزها را برعهده بگیرند و در بحران‌ها کمک دولت باشند. به نظر من اتخاذ این روش با کامیابی همراه خواهد شد.

 

ـ به نظر شما تحول در عراق در دیگر مسایل خاورمیانه، به‌ویژه در وضعیت اسراییل-فلسطین چه تاثیری  خواهد گذاشت؟

 

مساله اسراییل-فلسطین تقریبا مستقل از مساله عراق است ومی‌تواند از راه دیپلماتیک به پیش رود. به نظر من تمام مؤلفه‌ها فراهم است. تنها مساله این است که آیا یک طرف دل را به دریا می‌زند و آشفتگی وسروصداهایی که بعد از پایان مناقشه راه خواهد افتاد را می‌پذیرد یا نه.  تاثیرعراق بر مساله اسراییل-فلسطین کمی منفی خواهد بود . اگر ما در عراق شکست بخوریم، به این معنی که در بغداد یک رژیم رادیکال و تئوکراتیک بر سر کار بیاید، نتیجه این خواهد بود که رویکرد رادیکال‌تری در فلسطین حاکم می‌شود. اگر چنین شود اسلام رادیکال در همه کشورهای اسلامی به شدت با انگیزه خواهد شد. من رهبر هیچ کشوری را سراغ ندارم که دارای اقلیت چشمگیر اسلامی باشد و یا اینکه مانند اندونزی و مالزی کشوری اسلامی باشد وشدیدا از شکست امریکا در عراق، آنطور که تعبیر کردم،  متاثر نشود.

 

ـ آیا شما تعجب نکردید که چرا کشورهای اروپایی آنهم با شمار زیادی جمعیت مسلمان آنچنان که باید (از جنگ عراق) حمایت نکردند—به ویژه فرانسوی‌ها و آلمان‌ها؟

 

مساله این است که قانون اساسی‌ کشورهای اروپایی برای هیچ چیز  چه داخلی و چه خارجی حاضر به فداکاری نیست، اما رهبران اروپایی نیک می‌دانند که پیامدهای شکست در عراق چه خواهد بود. آنها با وجود محدودیت‌هایی که داشته‌اند، به ما کمک کرده‌اند و  البته طوری عمل کرده‌اند که از داخل به آنها گزندی نرسد. اروپایی‌ها هرگز سعی نکرده‌اند که کار ما را عقیم کنند. گرچه کار قهرمانانه‌ای هم انجام نداده‌اند.

 

ـ آیا در خاورمیانه بازیگرانی وجود دارند که بتوانند که بر روی توافق اسراییل و فلسطین تاثیر گذارند؟ آیا شما با ابو مازن، رییس جمهور فلسطین، ملاقات داشته‌اید؟

 

من در آغاز به قدرت رسیدن ابومازن با وی تلفنی گفت ‌وگو کردم. گمان می‌کنم که او را یک یا دو بار دیده‌ام. اما من به این صورت تحلیل  نمی‌کنم، زیرا به نظرم کسی آنقدر قدرت ندارد که به تنهایی بتواند موجب توافقی شود. با این همه زمینه این توافق کمابیش هویدا است.

 

ـ این زمینه چیست؟

 

به نظر من زمینه چنین توافقی این است که اسراییل و فلسطینی ها پذیرفته‌اند که بر اساس طرح ایهود باراک قلمرویی  به اسراییل تعلق بگیرد و 7 تا 8 درصد زمین‌ها برای ساخت یک دیوار امنیتی در نظر گرفته شود. اسراییل هم به نوبه خود به صورت نمادین برای ایجاد توازن از بخشی از سرزمین‌ها عقب می‌کشد، البته اگر سرزمین‌هایی که جمعیت عرب قابل توجهی دارند تخلیه شوند به حل ترکیب جمعیتی کمک خواهد کرد.

 

اورشلیم هم باید به همان نحوی که تعیین شده تقسیم شود. همچنین باید نوعی راه حل عملی برای مساله پناهندگان پیدا شود که متضمن عدم بازگشت آنها به اسراییل باشد. گمان می‌کنم به لحاظ نظری این مؤلفه‌ها مهیا هستند؛  بیشتر دولتهای عرب و بسیاری از فلسطینی‌های دوراندیش با این مساله موافقند. بسیاری از اسراییلی‌ها هم به نوعی این مساله را قبول دارند، گرچه این راه حل به این معنا است که که بسیاری از شهرک‌های یهودی نشین در آن سوی مرز و در قلمروی عربی خواهند بود.

برای به نتیجه رساندن این طرح حمایت کشورهای اروپایی نیاز است  دست کم به این معنی که به دنبال گزینه دیگری برای رهبران عرب نباشند و بنابراین به رهبران میانه‌رو عرب بهانه‌ای دهند که کار را دنبال کنند. حمایت ضمنی کشورهایی نظیر مصر، الجزایر، و مراکش نیز نیاز است تا ابومازن را قادر سازد از عهده این کار برآید، به طوریکه فلسطینی‌ها در این امر تنها نباشند. به عقیده من یک سیاست فعال از طرف امریکا می‌تواند این مساله را به سرانجام برساند.

 

- آیا بوش برای حل وفصل مساله خاورمیانه رغبتی دارد؟ کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه چطور؟ من نشانه‌ای نمی‌بینم که ایالات متحده به طور جدی به مساله خاورمیانه توجه داشته باشد.

 

هرکسی که وارد این ماجرا شود، با راه بسیار دشوار و دردناکی روبرو است، همچنان که شما در این روند وارد می‌شوید، مشقتی که به تمام طرف‌های درگیر وارد می‌شود چنان زیاد است که شما حتی نمی‌‌توانید مطمئن باشید وقتی همه چیز تمام شد، تندروها هم ساکت شده باشند. شما مطمئن خواهید بود که تندروها کاملا آرام نمی‌گیرند، اما دست کم مجالی بوجود می‌آید که همزیستی یک دولت فلسطینی با اسراییل امکان پذیر گردد.

 

ـ در دولت بوش حرف‌های زیادی درباره دموکراسی و رفرم در جهان عرب زده شد. و اینکه اعراب خود در این قضیه صاحب نفع هستند. فکر نمی‌کنید ما زیادی آرمانگرا بودیم؟

 

برای ایالات متحده حایز اهمیت است که به جای آنکه صرفا قدرتنمایی کند از دموکراسی پشتیبانی کند.  من خود طرفدار این هستم که ایالات متحده باید از دموکراسی پشتیبانی کند. البته من درباره اینکه در یک دوره زمانی کوتاه بتوان چنین چیزی را اجرایی کرد با احتیاط عمل می‌کنم. من همچنین درمورد بیش از حد درگیر شدن در کشورهای مختلفی که درباره آنها سخنرانی وهیاهو می‌کنیم بیشتر مراقبم. بنابراین من از این خط مشی و رویکرد دفاع می‌‌کنم اما باید در نظر داشته باشیم که ما افزون‌ بر اینها خواستار ثبات هم هستیم. چنین چیزی  برای  به کار بستن درهر کشوری دشوار است.  برای مثال تلاش‌ها برای به زور خوراندن دموکراسی به ایران در زمان دولت کارتر منجر به ظهورآیت‌الله خمینی شد یا به ظهور وی کمک کرد. بنابراین باید به حساسیت بسیار این مسیر را مشخص کرد.

 

ـ نظر شما درمورد سیاستی که  بر پایه آن سعی می‌شود جلوی غنی‌سازی اورانیوم ایران را از طریق مذاکرات بگیرد چیست؟

 

با این موافقم که ما باید تلاش کنیم که جلوی فرآوری اورانیوم ایران را بگیریم، و چه بسا به لحاظ تاکتیکی، بسیار مفید خواهد بود که به اروپایی‌ها مجال مذاکره دهیم و از آن هم حمایت کنیم. اما واقعیت این است که در آینده نه چندان دور باید تصمیم بگیریم که آیا این مذاکرات کارگر هستند و صرفا پوششی برای مشروعیت‌بخشی به ادامه برنامه هسته‌ای ایران نیستند. این موضوع به شدت مناقشه‌برانگیز خواهد بود. بنابراین ما باید به همراه متحدانمان تصمیم بگیریم که چه اقداماتی مناسب است و آنگاه با این پرسش مواجه‌ایم که تا چه حد حاضریم برای جلوگیری از گسترش تکنولوژی تسلیحات هسته‌ای در ایران، جلو برویم. ایران چه بسا ما را ورای جایی بکشاند که در آن خلع سلاح می‌توانست سیاستی معنادار باشد، بدین ترتیب ما در جهانی با قطب‌های چندگانه هسته‌ای زندگی خواهیم کرد. در‌ان موقع باید از خود سئوال کنیم اگربمب‌هایی که در لندن منفجر شدند  هسته‌ای بودند و 100000 نفر به کام مرگ می‌رفتند دنیا چه وضعی داشت.

 

ـ آیا من می‌توانم نتیجه بگیرم که شما با نوعی اقدام نظامی مخالف نیستید؟

 

من مخالف در نظر داشتن اقدام نظامی نیستم، اما فکر می‌کنم باید بسیار در این‌باره محتاط بود.

 

ـ اقدام نظامی (علیه ایران) می‌تواند به یک باتلاق تبدیل شود.

 

من  اقدام نظامی (علیه ایران) را توصیه نمی‌کنم، اما از سوی دیگر، تحمل جهان با مراکزچندگانه هسته‌ای عنان گسیخته، بسیار خطرناک خواهد بود. من اقدام نظامی (علیه ایران را) توصیه نمی‌کنم، اما پیشنهاد می‌کنم (اقدام نظامی علیه ایران را) نباید از نظر دور داشت.

 

ـ در مورد کره شمالی چطور؟ به نظر ‌می‌رسد آنها آماده توافق هستند. شما در چین بودید و با چینی‌ها گفتگو کردید. آیا حال و هوای نوعی توافق بر آنجا حاکم نبود؟

 

من حتی در چین با افرادی از کره شمالی ملاقات کردم. من از مساله کره شمالی خاطر جمع‌تر از مساله ایران هستم. البته به این معنا نیست که در مورد کره شمالی بسیار خاطر جمع هستم. اما وقتی می‌بینم چین، روسیه، ژاپن و ایالات متحده اساسا هم عقیده‌اند که در کره شمالی نباید تسلیحات هسته‌ای وجود داشته باشد. کره‌ای‌ها هم ممکن است به دنبال راه حلی بگردند. این چیزی است که من از همه طرف‌های مذاکره فهمیدم.

 

اگر چنین باشد، آنگاه تلاش‌های عجولانه کره جنوبی که  مدام به کره شمالی پیشنهادهای بیشتری می‌دهد خود گاهی می‌تواند به مانعی بدل شود. بدون کره جنوبی، کره شمالی سر و سامان نمی‌گیرد. کره شمالی کشوری با 20 میلیون جمعیت است. حتی اگر کره نظام کره شمالی به مدل چینی شبیه شود، برای سرمایه گذاری

خیلی جذاب نخواهد بود. به هر حال من گمان می‌کنم که مساله کره شمالی احتمالا به سمت حل وفصل پیش خواهد رفت.

 

- شما از هنگامی که در سال 1971 برای اولین بار از چین دیدن کردید به یکی از بزرگترین کارشناسان امور چین بدل شدید. به نظر می‌رسد همانطور که(امریکا) در 10 یا 15 سال پیش با مساله‌ای به نام ژاپن روبرو بود هم‌اکنون با ظهور مساله‌ای به نام چین مواجه است. آیا یک چین بسیار قدرتمند منافع ایالات متحده را به خطر می‌اندازد؟

 

در ایالات متحده همواره این وسوسه وجود داشته است که ما می‌توانیم مسیر تاریخ را بنویسیم، به این معنی که در نهایت بستگی دارد به اینکه تصمیم بگیریم از نظر ما یک کشور قدرتمند است، از قدرت کمتری برخوردار است، ویا اینکه برای ما کمک است یا نه. یکی از درس‌های اساسی که ما باید بیاموزیم این است که ما به سوی جهانی در حرکتیم که بسیاری از چیزهایی که در آن روی می‌دهد را نمی‌توانیم کنترل کنیم. ما می‌توانیم به چین شکل خاصی بدهیم اما نمی‌توانیم جلوی چین را بگیریم تا به یک کشور عمده تبدیل نشود. ما می‌توانیم حرکت چین را کند کنیم و  برای 10 یا 20 سال در این راه هزینه بپردازیم.  این چیزی است که سیاست‌گذاران حق دارند آن را بررسی کنند. اما اساسا چین در حال تبدیل شدن به یک قدرت عمده در آسیا است. نکته دیگر اینکه مرکز ثقل جهان از حوزه اقیانوس اطلس به حوزه اقیانوس آرام در حال تغییر است. اینها همه واقعیت است.

 

بدین ترتیب ما با یک پرسش مواجه‌ایم: آیا می‌خواهیم به قیمت بوجود آمدن نسلی از چینی‌ها که ما را به عنوان بزرگترین مانع تلاش‌های ملی خود خواهند دانست، روند حرکت چین را کند کنیم؟ یا اینکه می‌خواهیم از خود برخوردی توام با همکاری نشان دهیم در عین حال که از منافع خاص امریکا در هنگام خطر دفاع می‌کنیم؟ من به شیوه دوم تمایل دارم. من معتقدم که یک توازن نوین در آسیا پدیدار خواهد شد و اگر ما می‌خواهیم در این موازنه نقشی داشته باشیم عاقلانه‌تر این است در این موازنه حالتی از همکاری با چین داشته باشیم تا اینکه درصدد بازآفرینی جنگ سرد باشیم. اگررویه بازآفرینی جنگ سرد را در پیش گیریم، همه کشورهای پیرامونی چین مجبور به انتخاب( چین یا امریکا) خواهند شد و ما برای اینکه این کشورها را در وضعیتی قرار دادیم که مجبور شوند  یکی را انتخاب کنند مقصرخواهیم بود. چنین وضعیتی موضع ما را در میان آن کشورها ضعیف می‌کند تا اینکه باعث تقویت موضع امریکا شود.

 

ـ به نظر می‌رسد واشنگتن از افزایش قدرت نظامی چین نگران است. آیا این هم یک مؤلفه در رابطه چین با امریکا است؟

 

گسترش نفوذ چین در 10سال آینده به قدرت نظامی آن مربوط نیست، بلکه به پیوندهای اقتصادی‌ای بستگی دارد که چینی‌ها با همه کشورهای پیرامونی خود برقرار کرده‌اند به اضافه تیزبینی و مهارت آنها در دیپلماسی. بنابراین در آینده قابل پیش‌بینی، قدرت چین مساله‌ای سیاسی خواهد بود. بودجه نظامی چین حداکثر حدود 60 میلیارد دلار است البته در این باره بحث‌های بسیاری وجود دارد. احتمالا این رقم از این هم کمتر است و در حدود 50 میلیارد دلار است که معادل با بودجه نظامی ژاپن است. اگر بودجه نظامی ژاپن، هند، کره و روسیه را با هم جمع بزنید، خواهید دید که چین در موقعیتی نیست که دنیا را بگیرد. این رقم تازه غیر از بودجه نظامی ما است.

به طور قطع افزایش توانایی صنعتی چین،  به بهبود ظرفیت  نظامی چین می‌انجامد، و مسلما اگر 10 سال بعد جنگی میان امریکا و چین صورت بگیرد چین در آن موقع بیشتر می‌تواند به ما ضربه بزند تا الان. البته بی‌تردید در این جنگ چین متحمل ویرانی تمام عیار خواهد شد. باید توجه داشت که در عصرسلاح‌های هسته‌ای جنگ کشورهای بزرگ مانند جنگ‌های قبل از جنگ جهانی اول نخواهد بود. حتی در جنگ جهانی  اول ، اگر هر کدام از سران کشورهای درگیر در جنگ در آگوست 1914 می‌دانستند که چه بر سر دنیا در سال 1918 می‌آید از جنگ صرف‌ نظر می‌کردند. به هر حال ما نمی‌توانیم به این موضوع به عنوان یک مساله  استراتژیک دارای اولویت نگاه کنیم. چین برای مدت یک نسل در موقعیتی نخواهد بود که منافع حیاتی امریکا را  از راه نظامی تهدید کند. اما به طور قطع بر منافع  حیاتی امریکا به لحاظ سیاسی اثر خواهد گذاشت.

 

ـ آیا به نظر شما مناسبات ایالات متحده با هند تقویت خواهد شد؟

 

به نظر من منافع هند با امریکا بسیار با یکدیگر هم‌سو هستند. درمنطقه، از سنگاپور تا عدن(در یمن) برای مثال، ما دارای منافع مشابهی هستیم. هر دو کشور، استیلای اسلام رادیکال را نمی‌خواهند، هر دوکشورنمی‌خواهند قدرت‌های بزرگ تحرک داشته باشند و برای هر دو کشور عرضه مطمئن  انرژی دارای اهمیت است. افزایش تعاملات ایالات متحده و هند حائز اهمیت است و این دو کشور می‌توانند به دنبال منافع مشترکی باشند که در بسیاری از زمینه‌ها وجود دارد.

به نظر من عاقلانه نیست که هند  به عنوان یک عضو کلیدی  در ائتلاف ضد-چینی قرار گیرد. هند خواهد فهمید که چگونه امنیت خود را حفظ کند و خواهد فهمید که امریکا در توازن کلی قدرت، منفعت دارد. مسلما از آنجا که هند و امریکا هر دو دموکراسی‌اند  تعامل را آسان خواهد کرد، اما با وجود اینکه امریکا و هند هر دو دموکراسی هستند در دوره‌های گذشته  این عامل به همکاری نزدیک این دو کشور نینجامید. بنابراین دموکراسی در رابطه این دو کشورمؤلفه‌ای مفید است، اما تعیین کننده نیست.

 

منبع: Council On Foreign Relations

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/06/02ساعت 0:14 توسط شۆڕشگێڕ |

اعتراض كانون نويسندگان ايران به سركوب در كردستان

*کانون خواستار رفع توقيف نشريات ئاسو و ئاشتی و متوقف ساختن فوری هر گونه برخورد خشونت آميز و پاسخ به خواست های هم ميهنان کرد است


روشنگرى: كانون نويسندگان ايران با انتشار اطلاعيه اى خشونت رژيم در كردستان را شديدا محكوم كرد. متن اين اطلاعيه به شرح زير است:

مردم شريف و آزاده ی ايران
چنان که می دانيد در هفته های اخير حوادثی در چندين شهر استان های کردنشين ايران اتفاق افتاده است که قلب همه ی مردم آزادی خواه ايران و جهان را به درد آورده است. در اين حوادث شاهد برخوردهای خونين با هم ميهنان کرد خود، که در پی تظاهرات مسالمت آميز، خواست های برحق خود را مطرح می کردند، بوده ايم.
کانون نويسندگان ايران هرگونه اعمال خشونت را نسبت به مردم ايران در هر منطقه ای که باشد محکوم می کند و آن را به زيان منافع ملی می داند. کانون بنابه اصول منشور خود بر دفاع از آزادی انديشه و بيان و قلم و مخالفت با سانسور تاکيد می ورزد و درباره ی توقيف دو روزنامه و هفته نامه ی محلی ئاسو و ئاشتی اعتراض دارد. کانون نويسندگان ايران خواستار رفع توقيف از اين دو نشريه، متوقف ساختن فوری هر گونه برخورد خشونت آميز و پاسخ به خواست های هم ميهنان کرد است که سال های سال از ستم و محروميت اقتصادی و اجتماعی رنج برده اند.

                                                                                            کانون نويسندگان ايران
                                                                                                   18/8/1384


+ نوشته شده در شنبه 1384/05/22ساعت 19:19 توسط شۆڕشگێڕ |

ممانعت وزارت اطلاعات از برپایی بازیهای فوتبال استان

   طی اخبار به دست آمده بنا به دستور وزارت اطلاعات به هیئت فوتبال استان کردستان از برگزاری بقیه دیدارهای فوتبال استان در شهرهای مریوان. بانه. سقز و سنندج باید جلوگیری شود. چون تماشاگران برای دیدن بازیها به ورزشگاه می روند و دولت احتمال درگیری و روبه رویی میان تماشاگران و نیروهای انتظامی را می دهد. آمارها نشان می دهد که برای دیدن یک بازی در مریوان بیش از دوهزار نفر تماشاچی جمع می شود. لازم به ذکر است مسابقات کشوری (که تیمهای مریوانی نماینده استان می باشند) چیزی حدود ۵ هزار تماشاگر را به ورزشگاه ها می کشاند. هنوز این مسابقات شروع نشده است و بعید نیست که مسابقات را به شهرهای دیگر انتقال ندهند. به هرحال تمامی ورزشکاران و تیم های فوتبال استان بلاتکلیف مانده اند و دولت هیئت های فوتبال استان را زیر فشار گذاشته است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/05/19ساعت 1:54 توسط شۆڕشگێڕ |

مانگرتنی 16ی گه‌لاوێژ پێوه‌ندی به‌ هیج لایه‌نێکی سیاسیه‌وه‌ نیه‌

خه‌ڵکی شۆڕشگێڕی کوردستان

هه‌‌روه‌ک له‌ ڕاگه‌یاندێکی پێش تردا که ‌له ‌لایه‌ن جه‌ماوه‌ری خه‌ڵکی کوردستانه‌وه‌[نه‌ک هیچ لایه‌نێکی سیاسی و حزبی] بڵاوکرایه‌وه‌ که ‌ڕۆژی یه‌کشه‌ممه‌ [16 ی گه‌لاوێژی 2705ی کوردی ریکه‌وت له‌گه‌ڵ حه‌وتی ئوتی ٢٠٠٥ی زایینی ده‌ست ده‌ده‌ینه‌ مانگرتنێکی هێمنانه‌ واته‌ ئیعترازێکی بێده‌نگ. به‌ڵام له‌م دواییانه‌دا هه‌ندێ حیزب و لایه‌نی سیاسی ئه‌م شته‌یان ڕه‌د یاکوو به‌ناوی خۆیانه‌وه‌ بڵاویان کردوه‌ته‌وه هه‌ربۆیه‌ ئیمه‌ش لێره‌وه ڕاده‌گه‌یه‌ن که‌ ئه‌م جووڵانه‌وه‌ هه‌ر له سه‌ره‌تاوه‌ تاکووئێسته‌ پێوه‌ندی نه‌بوه‌ به‌هیچ لایه‌نێکی سیاسیه‌وه‌. پاشان هیچ لایه‌نێکی سیاسی بۆی نیه‌ که‌ڵکی سیاسی لێ وه‌ر بگرێ یاکوو ڕه‌دی بکاته‌وه. چونکه‌ ئه‌م شته‌ ئه‌وان [واته لاینه‌ حزبیه‌کان] ڕێیان نه‌خستوه تاکووبانگه‌ ‌شه‌ی خه‌ڵک بکه‌ن یان نه‌یکه‌ن، به‌ڵکوو بزوونته‌وه‌یه‌کی به‌ته‌واوی خه‌ڵکیه. داوا له‌ حیزبه‌کان ئه‌کرێ با شه‌ڕه‌ حیزبی بزووتنه‌وه‌که‌مان مونحه‌رف نه‌کات.


                                                                    به‌ سپاسه‌وه‌
                                                           ریکخراوی لاوانی مه‌ریوان
 

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/05/17ساعت 22:25 توسط شۆڕشگێڕ |

تحصن دوباره مریوان همزمان با دیگر شهرهای کردستان

امروز یکشنبه ۱۶/۵/۸۴ برای دومین بار بازار شهر مریوان همزمان با دیگر شهرهای کردستان کاملا بسته شد.

امروز تمام بازار مریوان در سکوت و خیابان ها پر از نیروهای گارد ویژه و اطلاعات بود. همچنین نیروهای اطلاعاتی در قسمتهایی از بازار بخصوص پاساژ آیینه برای ترساندن مردم از مغازه ها فیلمبرداری کردند. لازم به ذکر است که حدود ساعت ۱۱ قبل از ظهر صدای انفجاری شنیده شد که گویا به سوی ماموران تیر اندازی شده بود. هنوز هیچ خبری درمورد تلفات و یا خسارات حاصله در دست نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/05/16ساعت 2:38 توسط شۆڕشگێڕ |

به‌رگریی ئاسایشی سلێمانی له‌ ڕێپێوانی کورده‌کانی ڕۆژهه‌ڵات

ڕۆژی شه‌ممه‌ 15/5/84 کورده‌ ڕوژهه‌ڵاتیه‌کانی دانیشتووی سلێمانی به‌ هاوکاریی بڕێک له‌ ئه‌ندامانی حیزبه‌کانی دیمۆکرات، کۆمه‌ڵه‌ی زه‌حمه‌تکێشان، یه‌کێتیی شۆڕشگێڕان و کۆمۆنیستی کرێکاری له‌ شاری سلێمانی بۆ پشتیوانیکردن له‌ خه‌ڵکی ڕۆژهه‌ڵات و دژوێساندن به‌رامبه‌ر کاره‌ دوور له‌ مرۆڤایه‌تیه‌کانی ئه‌م دواییانه‌ی کۆماری ئیسلامی ڕێپێوانێکیان ڕێکخست و له‌ شه‌قامی سالمی سلێمانیدا کۆبوونه‌وه.‌ ‌

به‌داخێکی زۆره‌وه‌ پۆلیسی سلێمانی و ئاسایشی ئه‌و شاره‌ ڕێگه‌یان پێ گرتن و دوای ئه‌وه‌ی که‌ ته‌قه‌یانکرد به‌سه‌ریاندا پلاکارده‌کانیان به‌ ده‌سته‌وه‌ دڕاندن و چه‌ند که‌سێکیشیان لێ گرتن. هه‌روه‌ها هیچکام له‌ ڕۆشنبیرانی سلێمانی و ته‌نانه‌ت خه‌ڵکی مه‌ده‌نیی ئه‌و شاره‌ به‌شداریان له‌م ڕێپێوانه‌دا نه‌کرد.

زۆر جێگای خه‌جاڵه‌ت و سه‌رشۆڕیه‌ بۆ (یه‌کێتی نیشتمانیی کوردستانی "عێراق") به‌ڕاستی کورد ئه‌بێ ئاوه‌ها وه‌ڵامی کورد بداته‌وه‌ و پشتیوانیی لێ بکات؟ ده‌ی که‌وایه‌ ئه‌بێ ئێمه‌ش له‌مه‌ولا بۆ 1ی شوباته‌کانی هه‌ولێر شاییانه‌ دابنێین و بۆ سه‌رۆک کۆماری و فیدراڵیه‌کانی باشوور پرسانه‌!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/05/16ساعت 2:12 توسط شۆڕشگێڕ |

توقیف هفته نامه ئاسو
۱۳/۵/۸۴

امروز ۱۳ مرداد ۸۴ دادستان عمومی استان کردستان اعلام کرد که هفته نامه ئاسو که دفترآن در شهر سنندج است توقیف شد.

لازم به ذکر است که ئاسو هفته نامه ای است مستقل که تابه حال ۹۴ شماره از آن به چاپ رسیده است که امروز به دستور دادستانی عمومی استان کردستان توقیف شد.

تابحال اتهام و دلایل توقیف این هفته نامه به دست اندرکاران و مسئولان آن اعلام نشده است اما گمان می رود که اخبار و  موضع گیری های این شماره باعث توقیف شدن آن شده است.

+ نوشته شده در شنبه 1384/05/15ساعت 23:10 توسط شۆڕشگێڕ |

بستن بازار

۱۱ / ۵ / ۸۴

 شهر مریوان در اعتراض به رویدادهای اخیر دیگر شهرهای کردستان و در راستای اعلام همبستگی با حرکت ملی - دمکراتیک متاثر از حادثه قتل (شوانه) فعال سیاسی مهابادی، در تعطیلی مطلق به سر می برد. بعدازظهر امروز مغازه ها کاملاً بسته و بازاریان  در اعتراض به جنایات رژیم اسلامی ایران در اقدامی هماهنگ با بستن مغازه ها و خلوت نمودن معابر عمومی همبستگی خود را با مردم دیگر شهرهای کردستان ابراز داشتند.

همزمان نیروهای گارد ویژه و نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش تمام بازار را در محاصره داشتند و کاملاً حکومت نظامی برقرار بود. اگر بیش از دونفر در جایی می ایستادند فوراً به آنها تذکر  داده و مانع از هرگونه تجمعی میشدند.

همچنین در اقدامی دیگر اداره اطلاعات مریوان اقدام به دستگیری برخی از نویسندگان و روشنفکران مریوان نموده است، تا کنون ۲ تن از نویسندگان این شهر از جانب نیروهای امنیتی احضار و بازداشت شده اند.

در پایین تصاویر مربوط به اعتصاب بازاریان مریوان را ببینید.

پلیس ضد شورش

بستن مغازه ها

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/05/11ساعت 23:54 توسط شۆڕشگێڕ |

چند تصویر از تظاهرات اعتراضی مردم سنندج:

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/05/11ساعت 2:5 توسط شۆڕشگێڕ |

واشینگتۆن پۆست: دواكاریی كورد بۆ ریفراندۆم، راشكاوانه‌ترین هه‌نگاویانه‌ به‌ره‌و سه‌ربه‌خۆیی
 
 

PNA- رۆژنامه‌ی واشینگتۆن پۆستی ئه‌مریكی رایگه‌یاند كه‌ كورد به‌داواكردنی ریفراندۆم بۆ مانه‌وه‌ یان نه‌مانه‌وه‌ له‌گه‌ڵ عێراقدا، له‌وه‌ته‌ی رووخانی سه‌ددامه‌وه‌ راشكاوانه‌ترین هه‌نگاویان به‌ره‌و سه‌ربه‌خۆیی هاویشتووه‌.
رۆژنامه‌ی واشینگتۆن پۆستی ئه‌مریكی له‌ راپۆرتێكیدا سه‌باره‌ت به‌دوا گۆڕانكارییه‌كانی عێراق و مه‌سه‌له‌ی مافه‌كانی كورد له‌ ده‌ستوری هه‌میشه‌یی عێراقدا نووسیویه‌تی كه‌وا كورد هه‌وڵێكی جیدی ده‌ده‌ن بۆ به‌ ده‌ستهێنانی مافی ئه‌وه‌ی كه‌ له‌ دوای 8 ساڵی دیكه‌ رێگه‌یان پێبدرێت بۆ مانه‌وه‌ یان نه‌مانه‌وه‌ له‌گه‌ڵ عێراقدا بڕیار بده‌ن.
واشینگتۆن پۆست نووسیویه‌تی كه‌ ئه‌م داواییه‌ی كورد، له‌وه‌ته‌ی رووخانی رژێمی سه‌ددام راشكاوانه‌ترین هه‌نگاوه‌ به‌ره‌و سه‌ربه‌خۆیی.
له‌وباره‌یه‌وه‌ به‌ڕێز سه‌عدی به‌رزنجی, ئه‌ندامی په‌رله‌مانی عێراقی به‌ رۆژنامه‌كه‌ی گووتووه‌ كه‌ ئه‌گه‌ر عێراق ببێ به‌ رژێمێكی دیموكراسی ئه‌وكاته‌ كورد ده‌نگ بۆ مانه‌وه‌ له‌گه‌ڵ عێراق ده‌ده‌ن و 8 ساڵیش به‌سه‌ بۆ ئه‌وه‌ی كورد ببینن داخۆ عێراق بووه‌ به‌ دیموكراسی یان نا؟
ئه‌و له‌درێژه‌ی لێدوانه‌كانیدا رایگه‌یاند كه‌ په‌رله‌مانی كوردستان گوشارێكی زۆری بۆ به‌ده‌ستهێنانی مافه‌كانی كورد خستۆته‌ سه‌ر حكومه‌تی فیدراڵ له‌ به‌غدا و دووپاتیشی كرده‌وه‌ كه‌ هه‌ركاتێك حكومه‌تی ناوه‌ندی نه‌توانێ له‌ ئاست داواكانی ناوچه‌ جیاجیاكانی عێراقدا نه‌بێت, ئه‌وكاته‌ ئه‌و ناوچانه‌ مافی خۆیانه‌ له‌ عێراق جیا بنه‌وه‌.
رۆژنامه‌كه‌ هه‌روه‌ها دووپاتی كردۆته‌وه‌ كه‌ ئه‌مریكا به‌گه‌رموگوڕی سه‌یری مه‌سه‌له‌ی سه‌ربه‌خۆیی كوردستان ناكات, به‌ڵام كورد له‌ هه‌ڵبژاردنه‌كانی ئه‌م دواییه‌ی عێراقدا له‌ ریفراندۆمێكی ناڕه‌سمیدا ده‌نگیان بۆ سه‌ربه‌خۆیی كوردستان دا.
+ نوشته شده در جمعه 1384/04/24ساعت 1:51 توسط شۆڕشگێڕ |

بۆ جاری یه‌كه‌م سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵۆنیا به‌ شێوه‌یه‌كی رِه‌سمی سه‌ردانی هه‌رێمی كوردستانی كرد
بۆ جاری یه‌كه‌م سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵۆنیا به‌ شێوه‌یه‌كی رِه‌سمی سه‌ردانی هه‌رێمی كوردستانی كرد

PNA ـ ئه‌مرِۆ سه‌رله‌به‌یانی ماریك بلێكای سه‌رۆك وه‌زیرانی ولاَتی پۆڵۆنیا سه‌ردانی هه‌رێمی كوردستانی كرد و له‌میانه‌ی كۆبوونه‌وه‌یه‌كدا له‌گه‌لََّ سه‌رۆكی هه‌رێم باس له‌ په‌یوه‌ندییه‌ ئابووریی و كلتووری و كردنه‌وه‌ی قونسلخانه‌یه‌كی پۆڵه‌ندی كرا .
ئه‌مرِۆ سه‌رله‌به‌یانی ماریك بلێكای سه‌رۆك وه‌زیرانی ولاَتی پۆڵۆنیا به‌ یاوه‌ری ژماره‌یه‌ك له‌ كاربه‌ده‌ستانی سه‌ربازی و سیاسی و ئابووری حكوومه‌ته‌كه‌ی گه‌یشته‌ هه‌ولێری پایته‌خت .
سه‌ره‌تا له‌ فرۆكه‌خانه‌ی ئه‌ربیلی نێوده‌وڵه‌تی له‌ لایه‌ن رِێزدار نێچیرڤان بارزانی سه‌رۆكی حكوومه‌ت و جێگری سه‌رۆك وه‌زیران و ژماره‌یه‌ك له‌ وه‌زیره‌كان پێشوازی گه‌رم كران ، دواتریش له‌ دیوانی سه‌رۆكایه‌تی ئه‌نجوومه‌نی وه‌زیران رِێزدار مسعود بارزانی سه‌رۆكی كوردستان و عه‌دنان موفتی سه‌رۆكی په‌رله‌مان و فازڵ میرانی سكرتێری مه‌كته‌بی سیاسی پارتی دیموكراتی كوردستان به‌ شێوه‌یه‌كی شایسته‌ پێشوازی كران
دوای ئه‌وه‌ی هه‌ردوولا له‌ ئاستێكی به‌رزدا كۆبوونه‌وه‌یه‌كیان ئه‌نجام دا ، كۆنگره‌یه‌كی رِۆژنامه‌وانی بۆ هه‌ردوو به‌رِێزان سه‌رۆكی كوردستان و سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵۆنیا سازكرا ...
سه‌ره‌تا سه‌رۆك بارزانی خۆشحاڵی خۆی بۆ ئه‌م سه‌ردانه‌ی سه‌رۆك وه‌زیرانی ولاَتی پۆڵۆنیا ده‌ربرِی و گوتی:" ئه‌مرِۆ رِۆژێكی مێژوویییه‌ به‌ نسبه‌ت ئێمه‌وه‌ ، چونكه‌ بۆ جاری یه‌كه‌مه‌ سه‌رۆك وه‌زیرانی ولاَتێكی ئه‌وروپایی یان بیانی سه‌ردانی هه‌رێمی كوردستان بكات ."
هه‌روه‌ها سه‌رۆكی كوردستان گوتی : له‌ كۆبوونه‌وه‌كه‌ماندا باسی زۆر بابه‌تمان كرد و جه‌ختمان له‌ سه‌ر لایه‌نی ئابووری كرده‌وه‌ ، له‌و باوه‌رِه‌داین بوارێكی فراوان هه‌بێت بۆ په‌ره‌پێدانی په‌یوه‌ندییه‌ یه‌ ئابوورییه‌كان له‌ نێوان عراق به‌ شێوه‌یه‌كی گشتی و كوردستان به‌ تایبه‌تی له‌ گه‌ڵ پۆڵه‌ندا ، سوپاسی سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵه‌نداو شانده‌ یاوه‌ره‌كه‌ی بۆ ئه‌م سه‌ردانه‌یان ده‌كه‌ین ، ئه‌مه‌ هه‌نگاوی سه‌ره‌تایه‌ بۆ دروستكردنی باشترین په‌یوه‌ندی له‌ نێوان هه‌ردوو گه‌لی كوردستانی و پۆڵه‌ندی".
هه‌روه‌ها سه‌باره‌ت به‌ دوائه‌نجامی گفتگۆكانی نێوان شاندی كوردی له‌ به‌غدا بۆ نووسینه‌وه‌ی ده‌ستوور به‌رِێز سه‌رۆكی هه‌رێم گوتی " به‌ گوێره‌ی زانیارییه‌كانی من ئێستا شاندێكی كوردی بۆ پاڵپشتیكرنی لیژنه‌ی نووسینه‌وه‌ی ده‌ستوور له‌ به‌غداد هه‌یه‌ ، ئه‌مانه‌ بیرو بۆچونیان رِوون وئاشكرایه‌ وه‌ ده‌شزانن هه‌ڵوێستی سه‌ركردایه‌تی سیاسی كورد چییه‌ ، ئێستا گفتگۆكان به‌رده‌وامن چه‌ند هه‌نگاوێكی باش چووه‌ته‌ پێش و به‌لاَم هێشتا زووه‌ بڵێین هه‌موو شتێك ته‌واو بووه‌ ، هیوادارم گفتگۆكان بگه‌نه‌ ئه‌نجامێكی باش ئێمه‌ باوه‌رِمان به‌ مافه‌كانی خۆمان هه‌یه‌ بێگومان پێویسته‌ ئه‌م مافانه‌ له‌ ده‌ستوردا بچه‌سپێندرێن .
سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵۆنیاش وێرِای ده‌ربرِینی خۆشحاڵی خۆی به‌م سه‌ردانه‌ گوتی :" ئیحترامی زۆرم هه‌یه‌ بۆ سه‌رۆك بارزانی و باوكی و بنه‌ماڵه‌كه‌ی كه‌ خه‌بات و قوربانی زۆریان دژی رِژێمی دیكتاتۆری پێشووی عێراق داوه‌ .
هه‌روها له‌ به‌شێكی دیكه‌ی قسه‌كانی گوتی " ئه‌م سه‌ردانه‌ به‌ڵگه‌ی هاوكاریكردنی گه‌لی پۆڵه‌ندایه‌ له‌ دووباره‌ بونیادنانه‌وه‌ی عێراق ، ئێمه‌ له‌ نزیكه‌وه‌ ئاگاداری ئه‌و گه‌شه‌سه‌ندنانه‌ین كه‌ له‌ عێراق رِووده‌ده‌ن به‌ تایبه‌تی مه‌سه‌له‌ی نووسینه‌وه‌ی ده‌ستووری عیراق ، هیوادارین ئه‌م ده‌ستووره‌ له‌ كاتی دیاریكراوی خۆی په‌سند بكرێت
، بۆ ئه‌وه‌ی ده‌سه‌لاَتی هه‌رێمه‌كان له‌ نێوانیشیاندا هه‌رێمی كوردستان دیاری بكرێت ."
هه‌روه‌ها سه‌رۆك وه‌زیرانی پۆڵه‌ندا سه‌باره‌ت به‌ گرنگی ئه‌م سه‌ردانه‌ی بۆ هه‌رێمی كوردستان گوتی : " ئه‌م سه‌ردانه‌ ده‌بێته‌ هۆكارێكی یاریده‌ده‌ر بۆ دروستكردنی په‌یوه‌ندییه‌كی رِاسته‌وخۆ له‌ نێوان پۆڵه‌ندا و كوردستان له‌ لایه‌ك و له‌ لایه‌كی دیكه‌شه‌وه‌ په‌یوه‌ندییه‌كی رِاسته‌وخۆ له‌ نێوان كۆمپانیاكانی كوردستان و كۆمپانیاكانی پۆڵه‌ندا دروست ده‌كات ، من له‌و باوه‌رِه‌دام كه‌ ئه‌نجامی ئه‌م سه‌ردانه‌ به‌ هێزكردنی په‌یوه‌ندییه‌كانی نێوان هه‌ردووگه‌لی كوردستانی و پۆڵه‌ندی ده‌بێت ، هه‌روه‌ها په‌یوه‌ندی كولتووریش له‌ ئارادا هه‌یه‌ شاره‌زایانی ئه‌م بواره‌ی ئێمه‌ ده‌توانن یارمه‌تی ئێوه‌ بده‌ن بۆ زیندووكردنه‌وه‌ی كولتووری كوردی له‌ كوردستان " .
هه‌روه‌ها سه‌رۆكی پۆڵه‌ندا سه‌باره‌ت به‌ كردنه‌وه‌ی قونسوڵگه‌ری یه‌ك له‌ هه‌رێمی كوردستان گوتی : " پۆڵه‌ندا گرنگی به‌م ناوچه‌یه‌ ده‌دات ، من به‌ڵێنی كردنه‌وه‌ی قونسوڵگه‌رییه‌ك له‌ هه‌ولێر یا ناوچه‌یه‌كی تر ناده‌مو به‌لاَم ئه‌مه‌ پێشنیارێكی باشه‌ كه‌ له‌ كۆبوونه‌وه‌كه‌ی ئه‌مرِۆماندا له‌ گه‌ڵ به‌رپرسان رووبه‌روومان بوویه‌وه‌، ئێمه‌ش له‌ گه‌ڵ ئه‌م داواكارییه‌داین هه‌نگاوێكی سروشتیشه‌ .
+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/04/23ساعت 21:58 توسط شۆڕشگێڕ |

دادستان ســـاوه ، محمدرضافتحی(وبلاگ نویس) را مجرم شناخت

 

گزارش : ص. هنرمنــد ، لیـنا شریف مقدسی

به رغم انصراف دولت از پیگیری شکایت بر علیه محمدرضافتحی وبلاگ نویس و روزنامه نگار محلی در استان مرکزی (ساوه) ، با پایان یافتن مراحل مقدماتی تفهیم اتهام ، برگزاری جلسات متعدد بازجویی ، تحقیقات و استماع ادعای شاکیان و دفاعیات وی ، سرانجام رای محکومیت متهم پرونده شماره 83/200/45 مبنی بر سه سال"ممنوع القلـم" شدن محمد رضافتحی توسط دادستان سـاوه صادر شده ، به وی ابلاغ گردید.
دادستـان" حسـن تردست" در این حکم آورده است:

" ... بنابر مراتب فوق بزهکاری وی محرز بوده ولیکن نظر به رضایت شکات از جنبه خصوصی جرم که قرار موقوفی تعقیب طبق بند دو ذیل ماده 6 از قانون آئین دادرسی کیفری صادر و اعلام می شود ولیکن در خصوص جنبه عمومی جرم (با لحاظ سمت رسمی شکات و اینکه بزه ها منتسبه در حین انجام وظیفه بوده است) چون به نظر می رسد متهم فردی صادق و معلمی زحمتکش است که در اثر غفلت از معیارها ی صحیح نقد و بررسی مرتکب جرم شده از طرفی از ابتدا نیز با روشن شدن اعمال مرتکبه ابراز پشیمانی و ندامت نموده حتی اقدام به خداحافظی در وبلاگ خود نموده است ونیز فاقد سابقه کیفری می باشد لذا طبق تجویز ماده 22 قانون اصلاح پاره از قوانین دادگستری و لحاظ ماده 15 آئین نامه قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 1381 قرار تعلیق تعقیب متهم بمدت سه سال صادر و اعلام می شود در صورتی که متهم ظرف سه سال از تاریخ صدور قرار تعلیق مرتکب جرم شود نسبت به اتهام سابق نیز با رعایت مقررات تعدد جرم مورد تعقیب قرار خواهد گرفت..."

محمدرضا فتحی با نگارش مطالب انتقاد آمیز در وبلاگ سـاوه جم (www.savehjam.blogspot.com) عملکرد برخی مدیران محلی از جمله فرماندار و شهردار ساوه را به نقد کشیده بود. با اعلام شکایت این دو مدیر دولتی در ششم فرودین ماه امسال ، وبلاگ نویس به اداره اماکن نیروی انتظامی احضارشـد و توسط افسران اطلاعاتی پلیس ایران تحت بازجویی قرار گرفت. بلافاصله این وبلاگ نویس با انتشار نامه ای خطاب به محمد خاتمی رئیس جمهور بر روی وبلاگش ، از ظرفیت اندک انتقادپذیری مدیران دولتی گلایه کرده ، آن را تقبیـح نمود.

با انتشار این نامه که بازتاب وسیعی در سایت های خبری و تحلیلی فارسی زبان داشت ، وی در 15 فروردین ماه توسط پلیس در محل کارش دستگیر و به صورت ممنوع الملاقات به بازداشتگاه انتقال یافته ، تحت آزار شدید روحی قرار گرفت. این معلم روزنامه نگار در مقابل چشم شاگردانش دستبند زده شد تا شخصیت اجتماعی اش در هم شکسته شود. شاهدان می گویند پلیس ایران ، همچنین او را به همراه مامور و دستبند از خیابانهای منتهی به دادگستری ساوه گذرانده بود تا تحقیرش کند.

همزمان ، ماموران پلیس با هجوم به منزلش کلیه لوازم و اشیای خانوادگی او به همراه همسر وکودکانش را به دقت بازرسی کردند اما هیچ مدرکی را که بیانگر دست داشتن او در فعالیت های خرابکارانه باشد به دست نیاوردند. وی در دوران بازداشت ، به دفعات مکرر از سوی ماموران اطلاعات و افسران پلیس ایران مورد بازجویی قرار گرفت و تحت فشار شدید روحی ، ناچار شد از کار نویسندگی کناره گیری کنــد. دیگرجلسات بازجویی ، تحقیقات و ارائه دفاعیات او در حضور دادستان ، طی روزهای 5 و 17 اردیبهشت امسال ، در پشت درهای بسته و بدون برخورداری از وکیل رسمی برگزار شد. وی می گوید در آخرین جمله دفاعیه اش نوشته که تحمل هرگونه مجازات و تنبیه را بخاطر نوشته هایش در دفاع از منافع مردم ، نوعی فداکاری می داند که به آن افتخار می کند. در ایران ، نوشتن هرگونه مطلب انتقادی از عملکرد مدیران حکومتی می تواند جرم تلقی شود. وی گفته با وجود تصمیم به کنار گذاشتن کار نویسندگی ، اما به حکم دادستان ساوه معترض است و به نهادهای رسمی قضایی شکایت خواهد کرد.

این بلاگر با درج مطالبی در وبلاگش ، عملکرد علیرضـاآشناگر (فرماندار و نماینده عالی دولت در ساوه) را مورد انتقاد واعتراض جدی قرار داده بود. نیز اقدام مهری روستایی گرایلو( شهردارســاوه ) را در توزیع سکه های طلا در بین مهمانان یک همایش محلی ، باعث خیانت به خزانه مردم فقیــر و حاشیه نشین شهرساوه می دانست و خواستار پاسخگویی او به سئوالات شهروندان یا استعفا و برکناری از آن سمت شده بود.

وی همچنین با نکوهش انتصابات قبیله ای و حزبی توسط فرماندار ساوه ، اعتراض به وضعیت غیرانسانی زندگی ساکنان فقیرحاشیه شهرساوه و انتقاد از وضعیت بهداشت آرد ونان ، این نماینده عالی دولت را بی کفایت قلمداد کرده بود . فرماندار و شهردار ساوه با ارائه دادخواست به قوه قضاییه ، مدعی شدند که به آنها توهین شده و بخاطر تشویش افکار عمومی ، اهانت و نشر اکاذیب در نوشته های این وبلاگ ، برای دلگرم کردن مدیران نظام به خدمت بیشتر ، باید اشد مجازات برای نویسنده در نظر گرفته شود. نوشته های او توسط شهروندان ساوه ای ، در تیراژی باور نکردنی بر روی کاغذ تکثیر می شد و در بین مردم توزیع می گردید که نشانگر اعتماد افکـارعمومی به نوشته ها و مطالب انتقادی این وبلاگ نویس است.

این روزنامه نگار محلی ، پس از دوران بازداشت ، با گذاشتن یادداشتی اعتراض آمیز بر روی وبلاگش ، ضمن ابراز خرسندی از نوع برخورد دادستان در ارائه منطق و ادله کافی ، اما اعلام کرد در واکنش به فضای نگران کننده برای طرح اعتراض و انتقادات مدنی درجامعه اش ، تحمل فشارهای بیشتر را ندادرکار نوشتن را برای همیشه کنار می گذارد و قلمش را می شکند. گفتـه می شود متن "خداحافظی" او که اینک روی وبلاگش قرار دارد ، اولین خداحافظی به یاد ماندنی در تاریخ وبنگاری ایران به شمار می آید که احسـاس خواننده را متاثر می کند.

او در متن دفاعیه اش نوشته که از طرح انتقادات وخواسته های عمومی که در وبلاگش مطرح کرده به هیچ عنوان پشیمان نیست اما اگر افرادی از شیوه بیان ، لحن و ادبیات نگارشی او آزرده شده اند حاضر است از آنها معذرت خواهی کند. به اعتقاد او انصراف نماینده دولت از ادامه شکایت از محتوای مطالبش در وبلاگ ، تنها با هدف انداختن توپ در زمین قوه قضاییه صورت گرفته و دولت باید بخاطر خطاهای فاحشی که این مدیران محلی مرتکب شده اند از مردم ساوه معذرت خواهی کند. وی همچنین درخواستهای متعدد برای مصاحبه با رادیوهای خارجی را بدون پاسخ گذاشته و به نزدیکانش گفته است که اهل جنجال و ماجراجویی نیست و از پیامدهای ناگوار مصاحبه با رادیوهای بیگانه هراس دارد. در ایران هرگونه مصاحبه با رادیوهای فارسی زبان خارج از کشور، اقدام برعلیه امنیت ملی محسوب شده ، معمولا مجازاتهای شدید بدنبال دارد.

وی در آخرین نوشته اش روی وبلاگ ، با کنایه اظهار می کند که به جای حرف زدن و طرح رسمی انتقاداتش از مدیران حکومتی ، ترجیح می دهد در تنهایی خویش زمزمه کند چرا که زمزمه کردن با خود هیچگونه مجازات یا کیفری به همراه ندارد . او نوشته با چشمانی اشکبار از خوانندگانش خداحافظی می کند. برخی از دوستانش ، اقدام او را به یک خودکشی مطبوعاتی تشبیه کرده اند که از اتفاقات نادر در جامعه مطبوعات ایران به شمار می آید. روزنامه نگاران ایرانی ، سالهای اخیر را در انزوای شدید می گذرانند.

اگر چه فرماندار و شهــردارساوه اخیرا تحت فشار شدید افکارعمومی ، شکایت خود را پس گرفته ، اعلام رضایت کردند اما به نظر می رسد قوه قضاییه ایران ، برای عبرت آموزی دیگر وبلاگ نویسان و جنبه عمومی انتقاد واعتراض در وبلاگ ، همچنان بر مجازات این بلاگر اصرار دارد. علیرضا آشناگر فرماندار ساوه با اعلام انصراف از شکایت خود ، بر اقرار این نویسنده منتقـد در بکارگیری ادبیات خشن برای بیان اعتراضاتش تاکید کرده است. اشاره این نماینده عالی دولت به طعنه های گزنده ای است که محمد رضا فتحی معمولا در بیان مطالبش از آن استفاده می کرد.

سازمان گزارشگران بدون مرز(RWB) به تازگی با صدور بیانیه ای شدیداللحن ، ضمن تشبیه ایران به جهنم نویسندگان ، اقدام حکومت ایران را در بازداشت و تحت تعقیب قرار دادن این منتقد اجتماعی محکوم کرد و از اقدام اخیر پارلمان اروپا در محکوم کردن جمهوری اسلامی ابراز خرسندی نمود. پارلمان اروپا اخیــرا سیاست حقیرانه حکومت ایران را در سرکوب کردن وبلاگ نویسان محکوم کرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/04/20ساعت 2:40 توسط شۆڕشگێڕ |

 
استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع آزاد است.