تبليغاتX
مریوان

         تضادهاي داخلي اسلام سياسي در كردستان

 

                                

 

شايد شماهم شنيده باشيد كه مدتي پيش برخي از اعضاي «مكتب قرآن» يا همان جريان مفتي‌زاده به روستاي «يه‌كشه‌وه»ي بوكان رفته و به ملاي روستا «ملا محمد علوي» هشدار داده‌اند دست از كارهاي خود بردارد!.

محض اطلاع دوستاني كه از سابقه‌ي ملا محمد علوي اطلاعي ندارند: وي از افراد و سركرده‌هاي بسيار مهم جريان القاعده در كردستان ميباشد كه با ماواگزيدن در روستاي يه‌كشه‌وه‌ي بوكان اقدام به سازماندهي نيروهاي طرفدار القاعده و افكار سلفي اسلامي نموده و تاكنون خدمات ارزنده‌اي! به اين جريانات ضدانساني ارائه داشته است. وي علاوه بر ايجاد تشكيلات مخفي و آشكار، در سخنرانيهاي خود بر منبر مسجد فتواهاي جالبي مبني بر  قتل افراد غيراسلامي و حتي اعضا و هواداران احزاب سياسي كردستان صادر نموده است. حتما دوستان محترم از جريان مفتي‌زاده‌هم اطلاعات كافي در اختيار دارند و لازم به توضيح بنده نيست.

شايد بسياري از كساني كه اين خبر را شنيدند تعجب كرده باشند كه چگونه امكان دارد بخشي از اسلام سياسي به يك بخش ديگر از همان ديدگاه حمله نموده و با هجومي وسيع به آنها هشدار دهند كه مراقب كارهاي خود باشند، اما من اصلا متعجب نشدم!.

واقعيت اين است كه اسلام سياسي هميشه سعي در تحميق بيشترين تعداد مردم داشته و با توجه به شرايط اجتماعي هر جامعه‌اي با راهكارها و تاكتيكهاي مختلف و متفاوتي وارد گود شده و به جذب و سازماندهي مردم پرداخته است. جريان القاعده با كارهاي وحشيانه‌اي كه در كردستان عراق به انجام رساندند (سربريدن پيشمرگه‌هاي اتحاديه‌ي ميهني، ايجاد يك جامعه‌ي وحشتناك قرون وسطايي در مناطق تحت نفوذ خويش، حمله به مردم عادي و...) تنفر شديدي را در نزد مردم كردستان ايران در رابطه با خود و اهدافشان به وجود آوردند. در واقع القاعده شايد بتواند با استفاده از فاكتور «سني‌گري» تعداد قليلي از مردم را به دور خود جمع نمايد اما مطمئنا هيچ گاه نخواهد توانست به يك نيروي قابل توجه اجتماعي در كردستان تبديل شود كه ذكر دلايل آن در اين مقال نمي‌گنجد.

حال جريان مكتب قرآن با اطلاع از اين واقعيت كه كارها و اعمال القاعده ضربه‌ي مهلكي بر چهره‌ي اسلام سياسي در كردستان وارد آورده، در يك اقدام فريبكارانه اقدام به تطهير خود از جنايات آنان و حتي اعلام انزجار از القاعده نموده است. آنان اميدوارند بدين گونه ذهنيت به شدت منفي كردها را نسبت به اسلام سياسي تغيير داده و چهره‌اي متساهل و متسامح از جريان خود ارايه نمايند، تسامحي كه تاريخ ثابت نموده هرگز در نزد آنان يافت نشده است. آنان در ابتداي انقلاب‌هم با استفاده از همين راهكار ابتدا به ظاهر با احزاب ملي كردستان همكاري و از خواست‌هاي آنان حمايت نمودند، اما پس از اين كه تا حدي تقويت شده و موفق به دريافت اسلحه شدند، در يك خيانت آشكار از مواضع پيشين خود عدول نموده و حتي در مواردي حكم بر ارتداد جريانهاي سياسي مليگرا و چپ كردستان داده و بدين وسيله چهره‌ي واقعي و هميشگي اسلام سياسي را نشان دادند(1).

در هنگامه‌ي اكنون، مفتي‌زاده‌اي‌ها كه ميدانند احتمالا ايران دچار تغييراتي اساسي ميشود، با استفاده از ترفندهايي اينچنيني سعي در بازسازي چهره‌ي خويش و به تبع آن تجديد سازماندهي تشكيلات تضعيف شده‌ي خود دارند. به اين اميد كه در آينده بتوانند يك جريان تاثيرگذار بر معادلات حداقل كردستان بوده و از اين طريق اوامر روساي اكثرا عرب اسلام سياسي را بر جامعه‌ي تحت ستم كردستان تحميل نمايند. اينان در اساس با همان تئوري بنيادين اسلام سياسي (قتل عام 30% از جامعه در صورت همراهي 70% از همان جامعه با اسلام سياسي) نضج گرفته و نشو و نما يافته‌اند، در حقيقت ماهيت مفتي‌زاده‌اي‌ها هيچ تفاواتي با جريانات راديكال‌تر اسلام سياسي ندارد و تفاوتهاي آنان صرفا به تاكتيكهايي ساده محدود ميماند.

هم احزاب سياسي و هم جريانات روشنفكري و فرهنگي كردستان بايد به شدت مراقب تحركات اخير مكتب قرآني‌ها بوده و در موقع مناسب به اعمال تحميق‌گر آنان پاسخ دهند، در غير اين صورت بعيد نيست شاهد وضعيتي مشابه وضعيت اوايل انقلاب 1979 و حتي بدترهم باشيم.

 

 

(1)   دوستاني كه مايل به خواندن مطلبي جالب توجه در رابطه با تاريخچه و بنيادهاي فكري جريان مفتي‌زاده هستند ميتوانند به منبع زير مراجعه نمايند:

ـ مفيدي، صباح، كاركرد سياسي دين در كردستان (با تاكيد بر جريان مكتب قرآن)، فصل‌نامه‌ي «روژه‌ف»، نشريه‌ي دانشجويان كرد دانشگاه تهران، شماره‌ي اول، بهار 1385

+ نوشته شده در شنبه 1385/04/10ساعت 16:39 توسط شۆڕشگێڕ |

 
استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع آزاد است.