حملهي نظامي به ايران؟
در طول دو هفتهي گذشته براي چندمين بار طي يك سال اخير، در مجامع سياسي جهان بازهم احتمال حملهي نظامي به ايران به بحثي اصلي تبديل شد. تحركات نظامي، اقتصادي و ديپلماتيكي كه پس از قطعنامهي شوراي امنيت شاهد آن هستيم، كه طي آن تحريمهايي بر ضد اين كشور تصويب گرديد، احتمال برخورد نظامي با ايران را تقويت كرده است. مروري كوتاه بر اين تحركات ميتواند ما را در تحليل جديتر گزينهي مورد اشاره كمك نمايد.
همچنان كه مستحضريد پس از كش و قوسها و جدالهاي فراوان ميان 5 عضو دائم شوراي امنيت و آلمان، بالاخره قطعنامهي تحريم ايران با راي هر 15 عضو دائم و غيردائم شوراي امنيت به تصويب رسيد. هرچند كه متن اين قطعنامه تا اندازهاي تعديل و برخي از بندهاي آن حذف شد، اما نفس اجماع بر سر ضرورت برخورد با ايران نشانگر شناسايي جمهوري اسلامي به عنوان يك دولت خطرناك براي صلح جهاني بود. در طول 27 سالي كه از عمر جمهوري اسلامي ميگذرد هيچ گاه به اين اندازه شاهد اجماع جهاني بر سر مسائل مرتبط با اين دولت نبودهايم، و در واقع سياستهاي جمهوري اسلامي در ايجاد اين همگرايي بينالمللي بر ضد ايران فاعل اصلي بوده است. اما شواهد و قرائن حاكي از آن است كه بخشي موثر از جامعهي جهاني و در راس آنها ايالات متحده و تا حدي اتحاديهي اروپا، سركشيها و خطرات ايران را بزرگتر از آن ميدانند كه بتوان با چنين تحريمي با آن مقابله نمود. اولتيماتوم دو ماهه به ايران براي پايان دادن به برنامههاي مشكوك اتمي و قبول خواستهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي و مجامع بينالمللي، مويد اين ادعاست. در غير اين صورت تحريمهايي شديدتر و در ابعادي گستردهتر وضع ميشود. ايالات متحده به اينهم بسنده نكرده و از هماكنون شروع به وضع تحريمهاي اقتصادي بيشتري نموده كه آخرين نمونهي آن تحريم سراسري بانك سپه ايران به عنوان يكي از كانالهاي معاملاتي ايران در برنامههاي اتمي و نيز عامل پشتيباني از گروههاي تروريستي بود. آمريكا از ديگر كشورهاهم درخواست كرده كه با در پيش گرفتن چنين رويهاي در قبال سازمانها و نهادهاي ايراني به تسريع روند تحريم ايران بپردازند.
جداي از اين موارد چندين نشان ديگر دال بر برخورد جدي غرب با ايران در آيندهاي نزديك به چشم ميخورد:
ـ نشريهي «ساندي تايمز» از تمرينهاي نظامي چند اسكادران نيروي هوايي اسراييل براي حمله به پايگاههاي هستهاي ايران خبر داد. هرچند مقامات اسراييلي اين خبر را تكذيب كردند اما آگاهان و تحليلگران سياسي بر اين باورند كه واقعيتهايي در اين خبر وجود دارند كه نميتوان از آنها صرفنظر كرد. واضح است كه ايران بزرگترين تهديد بر عليه منافع اسراييل محسوب ميشود و مقامات سياسي/ نظامي ايران همواره به اقدامات عديدهاي بر عليه اين كشور دست زدهاند. مخصوصا كه در اين اواخر موضعگيريهاي رئيس جمهور ايران در قبال كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم «هولوكاست» و متعاقب آن برگزاري كنفرانس نفي هولوكاست در تهران، تهديدات بر عليه موجوديت اسراييل را جديتر از پيش نموده است. پس طبيعي است كه اسراييلهم در فكر مقابله با هر احتمالي باشد و احتمالا حملات پيشگيرانه را در اولويت قرار داده است.
ـ سفرهاي دورهاي نخستوزير اسراييل، ايهود اولمرت، به كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت و مذاكرات جدي دربارهي موضوع برنامههاي هستهاي ايران، نشانگر عزم اسراييل در اقناع كشورهاي بزرگ جهان در مورد شناسايي صريح ايران به عنوان تهديدي جهاني و جلوگيري از هر نوع كمك اين كشورها، مخصوصا چين و روسيه، به برنامههاي نظامي ايران است. اگر قرار بر حملهي نظامي به ايران باشد مطمئنا بايد كشورهاي حامي ايران (چين و روسيه) حداقل موضعي بيطرفانه اتخاذ كنند كه اين امر با ايجاد منافع فراوان اقتصادي از جانب اسراييل، آمريكا و بخشي از اتحاديهي اروپا براي اين كشورها قابل تحقق است. گسترش سفرهاي مقامات اسراييلي، آمريكايي و اروپايي به چين و روسيه و نيز كشورهاي عربي منطقه تلاشي است در راه همراه كردن هرچه بيشتر جامعهي جهاني با سياستهاي غرب در جهت مقابله با جمهوري اسلامي ايران.
ـ در هفتهي گذشته آمريكا يك ناو عظيم ديگر نيروي دريايي خود را به آبهاي خليج فارس اعزام كرد و ظاهرا ميخواهد در روزهاي آينده سه ناو نظامي ديگر نيز به همين منطقه اعزام نمايد. فرماندهي ناو مذكور در پيامي خطاب به سربازان آمريكايي مستقر در آن گفته است كه «شما در آيندهاي نزديك در يك رويداد بزرگ تاريخي شركت خواهيد كرد كه مايهي افتخار آمريكا بوده و براي هميشه در تاريخ اين كشور ثبت خواهد شد». ناو مذكور حامل 150 هواپيماي پيشرفتهي جنگي و بيش از 5000 سرباز و كادر نظامي ارتش آمريكا ميباشد. با الحاق اين ناو به نيروهايي كه از پيشتر در منطقه حضور داشتند و احتمال اعزام 3 ناو ديگر، اكيپ نظامي آمريكا كامل خواهد شد و چنين اسكادران عظيمي مطمئنا به دلايل مهمي در يك منطقه جمعآوري خواهند شد.
ـ رئيس جديد اكثريت دموكرات كنگرهي آمريكا در مصاحبهاي با يك روزنامهي اسراييلي اذعان داشته كه در چگونگي برخورد با جمهوري اسلامي تفاوتي ميان دموكراتها و جمهوريخواهان وجود ندارد و دموكراتها نيز گزينهي نظامي را يكي از راههاي مقابله با تهديدات ايران دانسته و هيچ گاه اين گزينه را حذف ننمودهاند. تاكيد رئيس اكثريت دموكرات كنگرهي آمريكا بر اين نكته، آنهم در زمان حساس كنوني و درست پس از به اكثريت رسيدن دموكراتها و تبليغاتي كه در زمينهي تفاوت ديدگاههاي سياسي دو حزب اصلي آمريكا به راه انداخته شده بود، نشانگر استراتژيك بودن سياست خارجي ايالات متحده ميباشد. بر خلاف برخي تحليلهاي سادهانگارانه كه جمهوري اسلامي و عوامل آن به راه انداخته بودند سياست خارجي آمريكا با تفويض قدرت از اين حزب به حزب ديگر دچار تغييرات جدي نميشود و استراتژي اساسي همچنان پايدار خواهد ماند. اگر تغييراتيهم صورت پذيرد در سطوح تاكتيكي و تغييراتي بسيار كوچك و جزئي خواهد بود.
ـ موج تبليغات براي جشن هستهاي مورد ادعاي مقامات ايراني و در راس آنها محمود احمدينژاد موجب ايجاد ايدهي «تسريع در حمله به ايران» شده است. در آخرين ارزيابي ركن اطلاعاتي ارتش اسراييل پيشبيني شده كه ايران تا ماه مارس (فروردين ماه) به تواناييهاي جدي در توليد بمب هستهاي دست خواهد يافت. در مجامع جهاني احتمال دستيابي سريع ايران به بمب هستهاي به بحثي جدي تبديل شده است، ظاهرا با اقداماتي كه جمهوري اسلامي در صدد تحقق آنهاست اين گمان وجود دارد كه زودتر از زمان پيشبيني شده ايران به سلاح هستهاي دست يابد. ادعاي جشن هستهاي در بهمن ماه و اعلام بهرهبرداري از يك مركز سانتريفيوژ 3000 عددي اين احتمال را بيشتر از هميشه تقويت كرده است. هرچه اين احتمال قويتر باشد امكان تسريع در حملهي نظامي به ايران قويتر ميشود، ايالات متحده به هيچ وجه اجازهي پيدايش يك كرهي شمالي ديگر را نخواهد داد. از ياد نبريم كه جمهوري اسلامي بسيار خطرناكتر از رژيم كمونيستي كرهي شمالي براي منافع آمريكا و كل جهان غرب است.
ـ دولت عراق با اعلام يك برنامهي جديد امنيتي در صدد برخورد با تمامي گروههاي مسلح غيرقانوني، فارغ از مذهب آنها، ميباشد. يكي از اين گروهها «سپاه مهدي» مقتدي صدر است كه آشكارا از جانب ايران تامين و سازماندهي ميشود، پيشبيني ميشود در روزهاي آينده حملات كوبندهاي بر عليه اين گروه انجام پذيرد. مسلما هر نوع برنامهي امنيتي دولت عراق بايد با هماهنگي ايالات متحده و تاييد وزارت دفاع و خارجهي آن كشور صورت پذيرد، و حتي ميتوان گفت برنامههاي امنيتي عراق را راسا خود دولت آمريكا ترسيم مينمايد. تشديد برخورد با گروههاي تروريستي فعال در عراق، كه همگي به نوعي از پشتيبانيهاي مادي، نظامي و حتي عقيدتي جمهوري اسلامي برخوردارند، نشانگر عزم آمريكا و نيروهاي ائتلاف در قطع دخالتهاي ايران در امور داخلي عراق است. پايان دادن به حضور قدرتمند ايران در عراق ضربهاي بسيار جدي بر پيكر سياستهاي استراتژيك ايران در خاورميانه وارد ميكند، سياستي كه بر پايهي ايجاد آشوب و تقويت گروههاي تروريستي پايهريزي شده است.
مجموع اين معادلات و علائم جديد در روابط بينالملل مرتبط با ايران احتمال حملهي نظامي به ايران را هرچه بيشتر جدي ميگرداند.